الفتال النيسابوري ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
358
روضة الواعظين و بصيرة المتعظين ( فارسي )
مناسب است و كارهاى او گشاده است و بر او هيچ سختگيرى نيست و امير مؤمنان هيچ سوء قصدى نسبت به او ندارد و منتظر است تا امير مؤمنان شخصا با او گفتگو كند ، و هم اكنون هم مىبينيد كه او سالم است و در هيچ كارى فشارى بر او نيست و خودتان از او بپرسيد . گويد براى ما كارى جز نگريستن به موسى بن جعفر ( ع ) و فضل و حالات او نبود . در اين هنگام آن حضرت فرمود : اما آنچه سندى بن شاهك در مورد توسعه و راحتى جان من و نظاير آن گفت صحيح است ، جز آنكه اى گروه ! به شما خبر مىدهم ، مرا با نه دانهء خرما مسموم كردهاند و من فردا سبز رنگ مىشوم و پس فردا خواهم مرد . من به سندى بن شاهك نگريستم و ديدم چون شاخ درخت مىلرزد . « 1 » ( 1 ) و روايت شده است كه سبب گرفتن موسى بن جعفر ( ع ) چنين بود كه هارون پسر خود را براى تربيت و پرورش به جعفر بن اشعث سپرد و اين جعفر شيعه بود . يحيى بن خالد بن برمك بر او رشگ برد . يحيى به خانهء جعفر آمد و شد مىكرد و او برخى از رازهاى خود را به يحيى مىگفت ، و يحيى بر امور او آگاه مىشد و به هارون گزارش مىداد و مطالبى بر آن مىافزود . يحيى روزى به يكى از اشخاص مورد اعتماد خود گفت : آيا مردى از خاندان ابو طالب را كه فقير و مستمند باشد مىشناسيد كه به من بگويد به چه چيزهايى نياز دارد ؟ او را به على بن اسماعيل بن جعفر بن محمد ( يعنى برادرزادهء حضرت موسى بن جعفر ) راهنمايى كردند . يحيى بن خالد بن برمك مالى براى على بن اسماعيل فرستاد . موسى بن جعفر ( ع ) نسبت به على فراوان محبت مىفرمود و نيكى مىكرد . يحيى برمكى سپس به على بن اسماعيل پيام داد و او را تشويق كرد كه پيش هارون بيايد و به او وعده داد كه نسبت به او نيكى خواهد كرد . على بن اسماعيل براى اين كار آماده مىشد كه موسى بن جعفر ( ع ) احساس فرمود . او را خواست و پرسيد : اى برادر زاده كجا مىروى ؟ گفت : به بغداد مىروم . پرسيد : آنجا چه خواهى كرد ؟ گفت : وام دار و تنگدستم . موسى بن جعفر ( ع ) فرمود : من وام ترا مىپردازم و نسبت به تو اين كارها را انجام خواهم داد . على توجه نكرد و تصميم گرفت به بغداد برود . امام كاظم ( ع ) دوباره او را فرا خواندند و به او گفتند : تو
--> ( 1 ) . اين روايت هم در عيون اخبار الرضا ، ص 96 ، ج 1 ، و ص 149 ، امالى آمده است . ضمنا نام آن ملك هم قطيعة الربيع و از حومهء بغداد است . م .